حدیث روز

چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳
از ناامیدی تا رشد؛ روایت یک برخورد آموزنده در محضر صادق آل‌محمد(ع)

حوزه/ عنوان بصری پس از سال‌ها شاگردی نزد مالک بن انس، برای یادگیری از امام صادق(ع) به مدینه می‌آید اما با برخورد اولیه امام مواجه می‌شود.

به گزارش خبرگزاری حوزه، حجت‌الاسلام محمدهادی فلاح با بازخوانی روایت عنوان بصری، به تبیین چرایی برخورد متفاوت امام صادق(ع) با این طالب علم می‌پردازد.

سال‌ها شاگردی مالک بن انس

عنوان بصری می‌گوید: من سال‌ها پیش مالک بن انس می‌رفتم و از محضر او آموزش می‌دیدم و یاد می‌گرفتم.

ورود امام صادق (ع) به مدینه

فَلَمَّا حَضَرَ جَعْفَرُ الصَّادِقُ عَلَیْهِ السَّلَامُ — وقتی امام جعفر صادق (ع) به مدینه تشریف آوردند — اخْتَلَفْتُ إِلَیْهِ — من شروع به رفت و آمد به محضر حضرت امام صادق (ع) کردم. وَ أَحْبَبْتُ أَنْ آخُذَ عَنْهُ — دوست داشتم از محضر ایشان استفاده کنم و دریافت داشته باشم، کَمَا کُنْتُ آخُذُ مِنْ مَالِکٍ — همان‌طور که از مالک یاد می‌گرفتم.

برخورد اولیه حضرت

عنوان بصری ادامه می‌دهد که امام صادق (ع) به من فرمود: لَیْسَ هٰذَا یَوْمَکَ — امروز روز تو نیست. و سپس فرمود: أَنَا مَشْغُولٌ — من گرفتارم. و اضافه کردند که لِی أَوْرَادٌ فِی کُلِّ سَاعَةٍ — من در هر ساعت از شبانه‌روز اوراد و اذکاری دارم. آناءَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ — در تمام ساعات شب و روز. فَلَا تَشْغَلْنِی عَنْ وِرْدِی — مرا از ذکر و ورد خود بازمدار و مزاحم من نباش.

سپس حضرت به او فرمودند: مالک همان‌جا که قبلاً می‌رفتی، از مَسالک مالکی یاد می‌گرفتی، اکنون هم برو پیش مالک و از او یاد بگیر. وَ اخْتَلِفْ إِلَیْهِ — آمد و شدت را همان‌جا داشته باش. کَمَا کَانَتْ تَخْتَلِفُ إِلَیْهِ — همان‌طور که قبلاً هم می‌رفتی.

واکنش عنوان بصری: ناامیدی اولیه

عنوان بصری می‌گوید: قلبم شکست و خیلی غمگین شدم. حالم گرفته شد و از این سخن حضرت که مرا راه نداد، ناراحت شدم.

خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ — از محضر حضرت مرخص شدم. وَ قُلْتُ فِی نَفْسِی — و با خودم گفتم. در اینجا باید دقت کنید که امام رضا (ع) در جای دیگری فرمودند: آن عابد بنی‌اسرائیل ۴۰ سال عبادت کرد و عبادتش مستجاب نمی‌شد و قبول نمی‌شد. نشست و با خودش حدیث نفس راه انداخت و محاسبه کرد و گفت: «همه زیر سر خودت است.»

محاسبه نفس عنوان بصری

عنوان بصری ادامه می‌دهد: همین‌جا بود که با خودم گفتم (در درون خودم یک دیالوگ و گفتگو راه انداختم و محاسبه‌ای به خودم کردم):

«لَوْ تَفَرَّسَ فِیَّ خَیْرًا — اگر حضرت صادق (ع) با فراست امامی خودش در من خیری می‌دید، لَمَا زَجَرَنِی — مرا دور نمی‌کرد و نمی‌زد. إِلَّا اخْتَلَفْتُ إِلَیْهِ — مگر این که نزد او رفت و آمد می‌کردم و راهم می‌داد. وَ إِلَّا — و اگر نه (یعنی اگر خیری در من نمی‌دید) که این‌طور رفتار کرد.»

برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha